ملا محمد مومن كرمانى

290

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

خدعه او را به عاليشان ميرزا محمد حسين بمى اعلام ، و مقرر داشتند كه عاليشان مشار اليه نيز در آن‌جا كه مىباشند توقف نكرده - كه مبادا على الغفلة از آنها به عاليشان مشار اليه دست‌بردى واقع شود . و بعد از روانه نمودن چاپار و اعلام مراتب مزبوره به عاليشان ميرزا محمد حسين ، با قشون و ايلجارى مزبوره حركت ، و عازم ولايت اربعه [ شده ] ، و عاليشان ميرزا محمد حسين و امير خسرو شاه در گفتگوى مصالحه ، و از كيفيت دستبرد امير شاه سليم بىخبر ، و منتظر اين بود كه به هر نوعى كه بندگان خان در باب مصالحه مقرر دارند بنا گذاشته ، صورت دهد . چاپاران وارد و كيفيت دستبرد و خدعه امير شاه سليم را تقرير نموده ، بعد از ملاحظهء تعليقچه ، بندگان خان مكدر و مشوش شده ، در ساعت از محال ريگان حركت ، و همه جا به احتياط عازم محال نسا - كه آن هم ولايتى است از جمله ولايات اربعه - شده ، چند نفر سواره بكىآتلى ( يكن‌اتلى ؟ ) در ريگان گذاشته بود - به قراولى ، كه هرگاه اثرى از جانب امير شاه سليم و طايفه بلوچ به ظهور رسد به مشار اليه اعلام دارند . الفرار مما لايطاق روز ديگر علامت قشون امير شاه سليم - كه از رودبار برگشته و عازم گرفتن عاليشان مشار اليه شده بودند ظاهر شده ، قراولان كه علامت طايفهء بلوچ را ديده بودند بلاتوقف سوار ، و به استعجال تمام خود را به عاليشان مشار اليه رسانيده ، عاليشان مشار اليه را مخبر . در كمال خوف و اضطرار و تشويش از محال نسا حركت ، و با معدودى جمعيت كه همراه او بود فرار ، و عزيمت ولايت اربعه نموده ، كه به موكب بندگان عالى ملحق شدند . طايفه بلوچ همه جا تعاقب نموده ، وارد محال نسا و نرماشير [ شده ] و محال نرماشير و نساء و ريگان را چپاول نموده ، شتر و گوسفند و گاو و الاغ بسيارى از سكنه و متوطنين محال مزبوره به دست آورده ، چند نفر را [ a 27 ] نيز به قتل